هوش تجاري (Business Intelligence) عبارت است از بُعد وسيعي از کاربردها و تکنولوژي براي جمع آوري داده و دانش جهت تهیه گزارشات تحلیلی در راستاي تجزیه و تحلیل کسب و کار سازمان براي اتخاذ تصميمات تجاري دقيق و هوشمند. يک هوش تجاري براساس يک معماري سازمانی تشکيل شده است و در قالب پردازش تحليلي برخط (OLAP) به تحليل داده هاي تجاري و اتخاذ تصميمات دقيق و هوشمند مي‌پردازد. هوش تجاري، نه به عنوان يک محصول و نه به عنوان يک سيستم، بلکه به عنوان يک معماري و رويکردي جديد موردنظر است که شامل مجموعه اي از برنامه هاي کاربردي و تحليلي است که به استناد پايگاههاي داده عملياتي و تحليلي به اخذ و کمک به تصميم گيري براي فعاليتهاي هوشمند تجاري و کسب و کار مي پردازند. شرکت گسترش الگترونیک ایما (مگا) به پشتوانه دانش فنی و عملیاتی خود راهکارهای هوش‌تجاری و داشبوردهای مدیریتی را با شرح خدمات زیر برای سازمانها ارائه می دهد:

     • ارائه راهکارهای هوش تجاری در سطوح مختلف سازمانی
     • پیاده سازی و اسقرار سامانه های هوش تجاری در سازمان ها
     • راهبری و نظارت بر پروژه های هوش تجاری، انباره داده و داشبورد مدیریت سازمان
     • مشاوره جهت راه اندازی سیستم‌های هوش‌تجاری و انباره داده
     • تجزیه و تحلیل کسب و کار سازمان ها و استخراج شاخص های کلیدی کارایی و بهره وری سازمان ها
     • آموزش مباحث مرتبط با هوش تجاری و انباره داده
     • برگزاری سمینار و کارگاه در زمینه هوش تجاری



  • امروزه ظهور و نفوذ همه جانبه ي فناوري اطلاعات در حوزه هاي مختلف کسب و کار سبب شد ه است تا سازمانها به استفاده از مزاياي ناشي از سامانه های نرم افزاری روي آورند و سامانه‌های مختلفی را در بخش های مختلف سازمان نصب و راه اندازي نمایند. اسقرار این سامانه‌ها سبب شده است تا حجم زیادی از داده ها در پایگاه داده های سازمان انباشته و ذخیره ‌شوند. روند افزایش داده های موجود در این پایگاه داده ها به گونه ای است که به طور متوسط در هر 5 سال داده های سازمانی شاهد دو برابر شدن آنها می باشیم. تحقیقات انجام یافته نشان از آن دارد که سازمانها امروزه کمتر از یک درصد از داده هایشان را برای تحلیل استفاده می نمایند. دلیل این امر را می توان در مشکلاتی دانست که سازمانها در استفاده از داده ها با آنها مواجه هستند. بطور مشخص مي توان به مسائل زير بعنوان چالش سازمانها در استفاده از داده ها اشاره نمود:

  • • در بسياري از شرايط داده های مورد نیاز برای تهیه گزارشات تحلیلی در منابع مختلفي قرار دارند و يکپارچه نمودن آنها عملياتي هزينه بر و زمانگير براي سازمانها مي باشد.
  • • نرم افزارهاي عملياتي در سازمان مثل برنامه هاي فروش، مالي، منابع انساني، انبار، حقوق دستمزد و ... مي تواند گزارشاتي را تا سطح مديران مياني فراهم آورد. کمتر ديده شده که مديران ارشد از ابزارهاي ذکر شده بعنوان منبع تصميم سازي استفاده نمايند و بيشتر گزارشات مورد نظر آنها توسط مديران مياني و با صرف زمان زياد تهيه مي شود و گاه اين عمليات بصورت روزانه بايد تکرار شود.
  • • بدليل نوع طراحي نرم افزارها و پایگاه داده های عملياتي (OLTP) ساختن گزارشات حجيم و تحلیلی از اطلاعات موجود بسيار کند خواهد بود.
  • • بيشتر گزارشات توليد شده توسط نرم افزارهاي عملياتي گزارشاتي ساده و نمايانگر عمليات انجام شده در سيستم مي باشد و نمي توان بوسيله آنها گزارشات تحليلي و چند بعدي در زمان کوتاه ساخت.
  • • در بسياري از مواقع گزارشات ساخته شده ديدگاهي عميق به مديران ارشد براي اتخاذ تصميمات استراتژيک مناسب ارائه نمي دهد و تنها اطلاعاتی در سطوح عمليات فراهم می آورد.
  • • پرسنل يک مجموعه براي درک بهتر از شرايط کار نياز به گزارشات تحليل دارند. عدم سهولت در ايجاد چنين گزارشاتي باعث مي شود تا افراد بدنه سازمان از مسير اصلي کار خارج گردند و يا زمان زيادي صرف تحليل شرايط مختلف نمايند.



همانطور که از تعاريف متعدد استنباط مي شود، هوش تجاري در قالب هر تعريفي به دنبال افزايش سودآوري سازمان با استفاده از اتخاذ تصميمات هوشمند و دقيق است و به طور اعم مي توان اهداف زير را براي اين رويکرد نوين عنوان کرد:
     1 - تعيين گرايشهاي تجاري سازمان که موجب مي شود تا سازمان بدون اتلاف وقت و هزينه و انرژي به دنبال اهداف کلان خود متمرکز شود.
     2- تحليل عميق بازار.
     3- پيش بيني بازار که مي تواند قبل از اينکه رقبا سهم بازار خود را توسعه دهند، منافع جديد به وجود آمده در بازار را عايد سازمان کند.
     4- بالابردن سطح رضايتمندي مشتريان که باعث استمرار کسب و کار می شود و از دست دادن اين اعتماد مراتبي را براي بنگاه به همراه دارد.
     5- شناسايي مشتريان دائمي که وفادارند، مي توان با پيگيري رفتار آنان، جهت‌گيريهاي کلان و استراتژيک را انجام داد.
     6- تقسيم بندي مشتريان و متعاقبا ايجاد تنوع در روش برخورد با هرگروه از مشتريان.
     7- افزايش کارايي سازمان در امور داخلي و شفاف سازي رويه فرايندهاي کليدي.
     8- استانداردسازي و ايجاد سازگاري بين ساختارهاي سازمان.
     9-تسهيل در تصميم گيري که جزء اهداف اساسي هوش تجاري محسوب مي‌شود.
     10- تشخيص زود هنگام خطرات قبل از اينکه سازمان را به مخاطرات جدي بکشاند و شناسايي فرصتهاي کسب و کار قبل از اينکه رقبا آن را تصاحب کنند.



رشد تصميم گيري سازمان معمولا بدين ترتيب است که پايين ترين سطح انجام فعاليتهاي تجاري يک سازمان، سطح عملياتي است که فرايند در دفعات بالا و معمولا به صورت تکراري در رده هاي پايين سازمان انجام مي شود و معمولا با حجم کمي از داده ها سر و کار دارند. تصميمات گرفته شده در اين سطوح غالبا در حوزه مسائل ساخت يافته و توسط مديران رده پايين اتخاذ مي شود. نتايج حاصل از اين تصميمات، تاثيرات کوتاه مدت و خرد در سازمان دارند.
سطح تاکتيکي در سازمان مربوط به عملياتي است که در حوزه مديران مياني انجام مي شود. اين عمليات مي تواند شامل پيگيري عمليات در سطح پايين، نحوه انجام آن، گزارش گيري و نهايتا جمع بندي داده‌هاي مفيد براي اتخاذ تصميمات ميان مدت سازمان باشد. تصميمات گرفته شده در اين سطح غالبا در حوزه مسائل نيمه ساخت يافته و توسط مديران مياني اتخاذ مي شود و نهايتا بالاترين سطح استراتژيک مربوط به تصميم گيريهاي کلان سازمان است که توسط مديران رده بالا اتخاذ مي‌شود. اين نوع استفاده‌ها در دفعات کم و در دوره هاي طولاني انجام مي شود، اما ممکن است با حجم بالايي از اطلاعات و پردازشها همراه باشد. تصميمات گرفته شده در اين سطوح غالبا در حوزه مسائل غير ساخت يافته و توسط مديران ارشد انجام مي شود و نتايج حاصله تاثيرات بلند مدت و کلاني در مسير حرکت سازمان دارند.
کاربرد هوش تجاري در سطح استراتژيک را مي توان به نوعي براي کمک به افزايش کارايي کلي سازمان و بهينه سازي فرايندها در کنار يکديگر، در نظر گرفت. اين سيستم ها روي برخي ويژگيهاي مهم مالي و ساير پارامترهاي مهم ديگر در افزايش کارايي سازمان متمرکز مي شوند. بديهي است که سيستم در اين سطوح مي‌بايست فرايندهاي خارجي سازمان را نيز در بر بگيرد. خصوصيات مختلف برنامه‌هاي کاربردي در مقاطع مختلف سازمان، باعث ايجاد تفاوتهايي در ابزارها، تکنيک ها و زيرساختهاي مورد نياز براي هر يک از آنها مي شود. استفاده از ابزارهاي تحليلي و هوشمند بيشتر در سطح بالا انجام مي شود که نيازمند پردازشهاي بالا با ميزان دسترسي انبوهي از اطلاعات در سطوح استراتژيک و تاکتيکي بيشتر از عملياتي است. بخش عملياتي هوش تجاري بيشتر وظيفه جمع آوري اطلاعات و ذخيره سازي آنها را در و يا پايگاه داده هاي خصوصي بر عهده دارد.


©کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شرکت مگا می باشد.